روزمرگی :: معلمی از جنس اینده
۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزمرگی» ثبت شده است .
اول مهر از رگ گردن به شما نزدیک تر است.
اول مهر از رگ گردن به شما نزدیک تر است.

امروز برای تمیز کردن کمد کتاب هایم و همچنین اتاقم خیلی خسته شدم.بیشتر خستگی هایم مربوط به تمیز کردن و بیرون اوردن کتاب ها و مجلات و کاغذ و... بود.وقتی که داشتم به کاغذ ها نگاه می کردم و ان ها رو مرتب می کردم دوباره یاد معلم هایم افتادم که چقدر مهربون بودند و همچنین به نمره های عالیم نگاه می کردم و می گفتم چقدر برای این نمره ها تلاش کردم و در اخر هم نتیجه شون رو دیدم.انشا الله که امسال هم معلم ها مهربان باشند.من یک عادتی که دارم دوست دارم تمام کتاب های درسی سال قبل رو نگه دارم.چون برای سال اینده شاید یک کلمه یا یک نکته ای برای من مفید باشد.


شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۰۰ ب.ظ | روزمرگی معلم اینده
بیست و پنج روز تا ماه مهر فاصله ای نیست.
بیست و پنج روز تا ماه مهر فاصله ای نیست.

هر چه به ماه مهر نزدیک تر می شویم،استرس من زیاد می شود.دلیلش رو هم نمی دونم،شاید برای این است که محیط دبیرستانم عوض شده،یا برای اینکه دوست هایی رو که در دبیرستان متوسطه اول داشتم در این دبیرستان ندارم و... .
هرچیزی که هست در اول مهرماه تمام می شود.ای کاش زودتر ماه مهر برسد تا این استرسی که دارم تمام بشه.
از همین الان دارم بوی ماه مهر رو حس می کنم.ماه مهر رو خیلی دوست دارم.

شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۰۶ ق.ظ | روزمرگی معلم اینده
گرفتاری من هنگام ثبت نام در دبیرستان متوسطه دوم.
گرفتاری من هنگام ثبت نام در دبیرستان متوسطه دوم.

با پدرم وارد دبیرستان شدیم جهت ثبت نام و حیاط دبیرستان رو خیلی دوست داشتم چون خیلی بزرگ بود وارد سالن دبیرستان شدیم اصلا دفتر اموشگاه رو بلد نبودیم ولی با کمی تامل پیدا کردیم وارد اموشگاه شدیم سه نفر در دفتر اموشگاه بودند هبچ کدومشون رو نمی شناختم به همشون دست دادم برگه هدایت تحصیلی ام رو به ناظم نشون دادم و گفتم می خواهم در رشته انسانی ثبت نام کنم با کمی مکث گفت که این رشته پر شده یک دفعه دلم یه جوری شد ولی تا معدلم رو دید و پدرم بعد از یک ربع داشت با اون صحبت می کرد بالاخره قبول کرد و من رو ثبت نام کرد.

جمعه, ۴ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۴۵ ق.ظ | روزمرگی معلم اینده
معلمی از جنس اینده

............بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ............
به وبلاگ معلمی از جنس اینده خوش امدید.من این وبلاگ را راه اندازی کردم برای اینکه به شغل دوست داشتنی ام،یعنی شغل معلمی برسم.من نوشتن را خیلی دوست دارم برای همین این وبلاگ را راه اندازی کردم.در این وبلاگ نوشته هایی از قبیل دلنوشته،تجربه های زندگی،روزنوشت مدرسه و رسم زندگی و...می نویسم.اگر تصویر بالای توضیحات این متن را ببینید،می بینید که یک راه است که در هر دو طرف درخت کاج وجود دارد،این راه طولانی است ولی بی انتها نیست.این موضوع به من هم مربوط می شود یعنی من باید تلاش کنم و درس بخوانم که در اخر راه به شغل معلمی برسم.امیدوارم شما هم از مطالب وبلاگ من لذت ببرید و نظرتون رو نسبت به مطالب من بگویید.بازم ممنون که وقت می گذارید و در وبلاگ من حضور پیدا می کنید.
........الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ........

در نظرسنجی شرکت کنین!
| | تبلیغات | |
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار
bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان
Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
| | نویسندگان | |
| | پیوندها | |
تمامی حقوق برای معلمی از جنس اینده محفوظ است طراحی قالب : نقل بلاگ تغییرات : معلمی از جنس اینده